فقط عشق
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 17:26
برای بار هزارم است که به خودم می گویم وقتی حبه بیدار است و آغوش تو و بازی کردن با تو را می خواهد یا نه اصلا می خواهد بنشینی توی اتاقش و او با اسباب بازی هایش مشغول باشد ،گوشی را بگذار کنار .حواست را بده به نگاهش ، به دستهایش ، همه حواست را بده به او که این روزها
تلویزیون خاموش !
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 17:26
یه عادت خیلی بدی که بعضی ها دارن و سین هم داره و به من هم سرایت کرده -گاهی - اینه که تلویزیون همین طور الکی بدون اینکه کسی تماشاش کنه توی خونه مون روشنه .نکنیم این کارو .مگه می خوایم از چشم خدا بیفتیم ؟ خدا خودش گفته اسراف کننده هارو دوست نداره .حواسمون باشه !!
بچه ها باهم فرق دارن
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 17:26
به آنهایی که تازه مادر شده اند می گویم : از تجربیات مادرهای دیگر توی بچه داری استفاده کنید ولی نه همیشه .یکی از آن " نه همیشه " ها وقتی ست که می خواهید واکسن بزنید .اینکه واکسن دو ماهگی سخت است و بچه تب میکند و یا نه اصلا سخت نیست و یکسالگی سخت است و ا
شبیه خدا بودن
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 17:26
اگه فرصت کنم ، گاهی تفسیر نمونه می خونم از آقای مکارم .نوشته هدف از خلقت ما اینه که خدا را عبادت کنیم.حالا عبادت یعنی چی ؟ یعنی همین رکوع و سجود و اعمالی که انجام میدیم ؟ اینا که ظاهره ، حقیقت و روح عبادت چیزهای دیگه است .یکی از معانی عبادت اینه که اخلاق مون خدا گونه بشه .شبیه خدا بشیم .دارم فکر می
شیرین تر و شیرین تر و ...
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 17:26
داشتن بچه یعنی زندگی روی دور تند . هر بار یه اتفاق تازه می افته و فکر می کنی شیرین ترین بوده بعد اتفاق های تازه تر و شیرین تر ، شیرین ترین اتفاق این روزها تاتی تاتی کردن حبه است .اولش بدون کمک ایستاد و بعد یک قدم می آمد جلو و حالا دیگه میشه گفت راه میره .براش یک جفت کفش قهوه ای تابستونی خریدیم و منت...
خاطرات روزهای نومزدنگ !
-
تاریخ: 1396/4/17 ساعت: 5:14
توی روزهای نومزدنگ !یه شب قرار بود سین شام بیاد خونه مون .به مامان گفتم :نمیذارم شام بپزی .شوهر خودمه خودم می خوام براش شام بپزم .عهههه! آستین ها رو زدم بالا و شروع کردم به پختن غذایی که از دوستم یاد گرفته بودم .کپه بر وزن قله .سیب زمینی پخته و قلقلی شده که لاش مخلوط گوشت و پیاز و اینها می ذاشتی و
حرفهای مگو
-
تاریخ: 1396/4/17 ساعت: 5:14
مادر شوهر یک جمله معروف دارد که باید با طلا نوشت و قابش کرد .جمله اش این است : " همه چیز رو که نباید به مرد گفت " بعد از نزدیک سه سال زندگی مشترک به این رسیده ام که جمله اش چقدر درست است و چه مصادیق فراوانی میشود برایش پیدا کرد .بیایید مصادیقش را باهم
یه جور دیگه
-
تاریخ: 1396/4/17 ساعت: 5:14
ذهن بی تربیت من وقتی فیلم عاشقانه می بینم ، شروع میکنه به مقایسه کارها و حرفهای قهرمان مرد با حرفها و کارهای نگفته و نکرده سین و غصه دارم میکنه .به خودم میگم شنونده باید عاقل باشه ، اینا فیلمه دختر ! بعد جدی میشم و نصیحتش میکنم که : یه بخشی از خوشبختی وقتی به دست می آد که راضی باشی به چیزهایی که دار
این وبلاگ تعطیل نیست !
-
تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 11:47
اینجا برای من حس خوبی دارهاینکه روزهای تلخ و شیرینت رو اینجا مینویسی شبیه یه فیلم لذت بخشزود برگرد یکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت 22:31 امتیاز: 1 0 پاسخ:برای من پر از حس های خوبه ....برگشتم ریحانه جان .
نوشته های دم افطار
-
تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 11:47
مایه ماکارونی ام دارد روی اجاق گاز می پزد و توی قابلمه دیگری آب گذاشته ام تا بجوش بیاید ،تا چند دقیقه دیگر ماکارونی ام را می پزم بعد می مانم تا آمدن سین که حبه را با خودش بیرون برده چکار کنم .دلم می خواهد کیک بپزم ،از حمام هم پیغام رسیده که سری به ما نمی زنی ؟ د
از ماست که ...
-
تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 11:47
این بانکی که الان روی صندلی انتظارش نشسته ام تا خانم صدا قشنگ بگوید :شماره 127به باجه دو ،دو باجه بیشتر ندارد و یکی از باجه ها بدون نوبت کار می کند و آن یکی لاک پشتی ،هیچ کداممان هم نمی رویم پیش رییس شعبه و بگوییم :آقا این چه وضعشه ؟ لابد از ترس اینکه آقا بگوید :همینی که هست ،می خوای بخواه ،می خوای ...
یه روز به خونه نقلی و دنج خودم بر می گردم ....منو یادتون نره !!!
-
تاریخ: 1396/3/25 ساعت: 0:44
گفتنش خیلی خیلی سخت است .ولی می گویم : این وبلاگ تا مدت نامعلومی تعطیل است . فعلا توی کانال می نویسم اگر تلگرام دارید آنجا منتظرتان هستم . آدرس کانال : https://telegram.me/zendegimibafam
وبالاخره پست انتخاباتی نوشتم !
-
تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 10:11
گشتم شناسنامه ام را از بین خرت و پرت های ناشی از اثاث کشی پیدا کردم تا غروب با مامانم اینها برم برای رای دادن . مهم نیست آقایان ! چقدر مرد عمل هستند ، مهم نیست که دل خوش به هیچ تغییری نیستم ، مهم نیست که می دونم قدرت جاذبه هایی داره که اگه آدم رو بگیره وعده هاش را به فراموشی می سپره ، مهم اینه که من...
نمک زندگی
-
تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 10:11
روز اثاث کشی به خانه جدید با سین بحث مان شد .سر یک موضوع کوچک که اگر برایتان بگویم خواهید گفت : همین ؟ چه مسخره !! و خب زن و شوهرها می دانند که بیشتر گیس و گیس کشی ها سر همین موضوعات کوچک مسخره است . و اما درسی که این بار گرفته ام این است :تا جایی که می توانید نقطه ضعف هایتان را از جناب شوهر پنهان
دست و دلباز باش !
-
تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 10:11
دوباره آشتی کرده ایم .زندگی همین قهر و آشتی هاست اصلا اما اختلاف نظرهایمان هنوز هست .سین می خواهد من جوری باشم که نیستم .قسمتی از حرفهایش را قبول دارم و نگفته ام به او که دارم سعی می کنم برای بهتر شدن اما او زیر بار ضعف های خودش نمی رود که مهمترینش اقتصادی بودنش هست و منطقی بودنش ، که دست و دلبازی ب...
آخییش ،خوابید!
-
تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 10:11
شبها حبه را که می خوابانم حس فاتحی را دارم که بلندترین قله ها را فتح کرده و می مانم با خوشبختی بزرگ مال خود خود بودنم چکار کنم ؟ کتاب بخوانم ؟ لم بدهم روبه روی تی وی ؟برای خودم چای دم کنم و با لذت مزه مزه اش کنم ؟ سرصبر میوه بخورم ؟به پوستم برسم کمی ؟
تا وقتی یاد بگیرم درست استفاده کنم وضع همینه !
-
تاریخ: 1396/2/26 ساعت: 1:18
آدم باید خود ِ حرف گوشی کنی داشته باشد که اگر نشست پای نت و گفتی نیم ساعت بیشتر نمی توانی آنجا باشی ، سر نیم ساعت بی چون و چرا گوشی را بگذارد کنار و برود به کار و زندگی اش برسد .تلگرام را دوباره نصب کردم و نیم ساعت بعد ،، از ترس خود ِ حرف گوش نکنم پاکش کردم .
تا شارژ شدن نت خونه مامانم اینها
-
تاریخ: 1396/2/20 ساعت: 5:16
صدای من را ازکافی نت محل می شنوید ،،، بله ، بله ، ماشین زمان شروع به کار کرده و برگشته ام به دورانی که توی خانه نت نداشتیم ومی آمدیم اینجا ،، اینجاهم احساس غریبگی می کنم با در و دیوار و کیبورد و مانیتور عهد قلقلی میرزا و ذهنم خالی شده و ف
آشپزی ات رو خوب کن !
-
تاریخ: 1396/2/16 ساعت: 15:16
مهمان داریم چه مهمانی ...خاله شوهر در معیت خانواده شوهر ، سوپ گذاشته ام و یک مدل خورشت و منتظر سین هستم که کاهو، خیار و گوجه بخرد برای سالاد فصل ، بعد شما جایی خوانده یا شنیده اید که باز کردن در قابلمه و زیر و رو کردن لپه و گوشت تاثیری در زودتر پختن یا خوشمزه تر شدن غذا داشته باشد ؟ من هم نشنیده ام ...
بی همگان به سر شود ، بی تو به سر نمی شود !
-
تاریخ: 1396/2/16 ساعت: 15:16
اون خونه نزدیک مامانم اینها که بووووود ...که خیلی مزایا داشت و گل درشتش این بود که نزدیک خونه مامانم اینهاست و من چقدر بچه ننه ام که با داشتن یک بچه هنوز مامانی ام و ...داشتم می گفتم ...همون خونه خوبه ، صاحب خونه خط تلفنش رو با خودش میبره و همانا وقتی تلفن نباشه اینترنت هم نیست و براین مصیبت بزرگ خو...