بعد از 17ساعت می خواستم بخوابم ! - تاریخ: 1395/9/18 ساعت: 17:05
+ساعت یک نصفه شب حبه را با سلام و صلوات خوابانده بودیم و من توی دلم ذوق می کردم که آخیش ...برم تخت بخوابم ! ...درست در همان وقت کرم های ساکن در دندان آسیاب سمت چپ یادشان افتاد که عروسی بگیرند و  دادار دودور راه بیندازند و پابکوبند روی دندان مزبور ...آدم دندان درد داشته باشد و بخوابد ؟! ...هی به خودم...
من هنوز اینجا هستم ! - تاریخ: 1395/9/18 ساعت: 17:04
سلام به روی ماه همه تون که توی این بازار داغ شبکه های اجتماعی هنوز هم به اینجا سر می زنید :).خب بریم سر اصل مطلب :.یادتونه گفته بودم که کلی حرف توی سرم وول می خوره که دلم می خواد هی بنویسم و بنویسم .این حرفها بیشتر جنبه تجربه داره مثل تجربیاتی که درباره خانواده شوهر نوشتم .نوشتن این حرفها توی وب برا...
طفلی وبلاگ ! - تاریخ: 1395/9/18 ساعت: 17:04
+ تلگرام نسل کتاب خوان ها را که منقرض می کند هیچ ، به نظرم دیگر اصلا کسی کتاب نمی نویسد ! ...از بس که همه چیز خلاصه شده و تندکی و مفید و مختصر است توی تلگرام ....دارم توی کانال افرا که گفته بودم می نویسم اماراستش اصلا نوشتن توی کانال به من نمی چسبد !!...بدون مقدمه و توصیف و توضیح اضافه باید بروی سر ...
از زندگی چی می خوام ! - تاریخ: 1395/9/18 ساعت: 17:04
گاهی فکر می کنم آدم که مجرد است رویاهایش قدرت بیشتری دارند تا اورا برای ادامه زندگی سرپا نگه دارند ، رویای شاهزاده ای که قرار است همه وجودش دوست داشتن و عشق باشد ...بعد که ازدواج می کنی می بینی عشق هست دوست داشتن هست اما نه دقیقا آنطور که تو انتظارش را داری ...بعد می فهمی ایراد از تو یا مردت نیست .....
نداریم ...عنوان نداریم ! - تاریخ: 1395/9/18 ساعت: 17:04
+ خواهرم از یکی دوتا از رفتارهایم انتقاد کرد .ته دلم از دستش ناراحت شدم .یعنی که " تو هم ؟ از تودیگه توقع نداشتم  " بعد فکر کردم خب چرا ؟ چرا به خواهرم حق نمی دهم از رفتار اشتباهم ناراحت شده باشد .چرا حق نمی دهم انتقاد کند ؟...چون فکر می کنم خواهرم هست و من که با او این حرفها را ندارم ...یاد یک حدیث...